آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - نگاهى به كتاب هدية العباد فى شرح حال صاحب بن عباد - نورى محمد
نگاهى به كتاب هدية العباد فى شرح حال صاحب بن عباد
نورى محمد
كتاب هدية العباد فى شرح حال صاحب بن عباد، آيت الله عباسعلى اديب، به كوشش مصطفى بهرمن و مقدمه سيد مصطفى ميردامادى. اصفهان، انتشارات صغير، ١٣٧٥)، ٣٢٢ ص.(١)
در هر گوشه اصفهان آثارى از دانشمندان بزرگ به چشم مىخورد. انديشمندانى كه در دوره خود فرزانه عصر و پس از مرگ نيز به دليل ميراث گرانبهايشان، مورد توجه نويسندگان و انديشه وران بودهاند. يكى از اين شخصيتها صاحب بن عباد است كه يكى از عالمان معاصر اصفهان در سال ١٣٩٥ ق اثرى در شرح حال وى نوشته و در اصفهان انتشار داده است. موضوع اين كتاب ابوالقاسم اسماعيل بن عباد (٣٢٦-٣٨٥ ق)، متصف به كافى الكفاءة، صاحب، الطالقانى و الاصفهانى(٢) از مشاهير وزرا و دانشمندان ايرانى در عصر ديالمه است. وى به سعى و كوشش خود تا بالاترين مقام ترقى يافت و به فرهنگ و ادب، مذهب و دين فراوان خدمت كرد و(٣) به همين دليل به كافى الكفاة يعنى «با كفايتترين فرد» ملقب شد.(٤)
صاحب بن عباد اگر چه در طالقان قزوين متولد شد(٥)، اما در محله طوقچى اصفهان مدفون است.(٦)
نويسنده در معرفى صاحب بن عباد چنين مىنويسد:
چون كتابهايى كه در احوال صاحب تأليف شده به زبان عربى است لذا براى اين كه فارسى زبانان هم، حالات و خدمات او را به دين شيعه بخوانند و بدانند اين كتاب را تأليف نمودم.(٧)
منابع مؤلف در اين تأليف، كتاب الصاحب بن عباد از محمد حسين آل ياسين و كتاب اعيان الشيعة از سيد محسن امين است.(٨) *٤٨* و مطالب در هجده فصل تنظيم شده است.
فصل اول بررسى نام، كنيه، لقب، نسب و اولاد صاحب است. به دليل اجتماعات تاريخى، احوال شخصيه صاحب، مشكلات پژوهشى خاص ندارد. نويسنده به دليل تخصص ادبى و ذوق شاعرىاش در هر مورد اشعارى آورده است. البته كثرت شعرها ملالآور شده، به ويژه اين كه گاهى يك صفحه كتاب به اشعارى اختصاص يافته كه چهره كتاب را از يك اثر تحليلى بيرون مىبرد. دهخدا نيز در لغت نامه در مقاله صاحب بن عباد به ذكر اشعار پرداخته، اما در حدى مختصر و مفيد. البته مأخذ اشعار و مشخصات سرايندگان آن ذكر نشده است. يكى از وظايف مصحح، استخراج اين منابع بوده كه تحقق نيافته است.
فصل دوم، در تولد صاحب و محل آن، با اقتباس از كتاب آل ياسين، و با نقل اقوال مختلف در تاريخ تولد وى فراهم آمده است. وى قول مشهور (٣٢٦ ق) را با نسبت دادن به هشت تن از مورخان و نظريه ضعيف (٣٢٠ يا ٣٢٤ ق) را نقل كرده، ولى متذكر مصادر نشده و علت ضعف نظر دوم را بررسى نكرده است.(٩)
نويسنده آراى تاريخى مختلف را در باب مولد صاحب بن عباد آورده و نظر مشهور را اصطخر فارس (١٠) دانسته است. ولى به نظر ثعالبى اشاره دارد كه گويد مراد طالقان اصفهان است (و شايد مراد طالقانج اصفهان باشد)(١١)
ثعالبى معاصر صاحب مىنويسد: وى از طالقان است و آن دهى از دهات اصفهان است.(١٢) دهخدا مىنويسد: لكن در اصفهان دهى به اين نام وجود ندارد، از اين رو برخى آن را تالخونچه كه قريهاى است ميان لنجان و سميرم تطبيق كردهاند و اين شايعه با اشعارى كه صاحب در مدح اصفهان سروده و نمونهاى از آن در محاسن اصفهان نيز آمده، تقويت شده است؛ ليكن ظاهراً اشتباهى بيش نيست.(١٣)
به هر حال نويسنده تحقيقات راه گشايى درباره محل تولد صاحب انجام نداده و با عبارت شديد، احتمالى مطرح كرده است.
سكونت صاحب در اصفهان ميان مورخان مورد اتفاق است. صاحب در اصفهان به وزارت و كتابت مؤيد الدوله پرداخت و بساط ادب بگسترد و شعرا و ادبا را به منادمت برگزيد. در اين اوقات سرايى در محله باب دربه اصفهان ساخت.(١٤)
ابن شهر آشوب وى را اصفهانى خوانده است(١٥) و نظامى عروضى، رازى يعنى منسوب به رى دانسته است.(١٦) صاحب در شعرى از اصفهان به وطن خود ياد كرده است.(١٧)
آقاى اديب به نقل از روضة الصفا و تاريخ يافعى، خانه صاحب را محله دربه دانسته و احتمال داده كه دربه همان دروازه طوقچى باشد. ايشان به همين چندسطر در باب سكونت و اقامت اكتفا كرده و بقيه اين فصل را به طوقچى و وجه تسميه آن، مستجاب الدعوه بودن مردم اصفهان و حكاياتى در وصف مردم اصفهان اختصاص داده است.
پىگيرى باستان شناسانه در به دست آوردن نشانههاى تاريخى صاحب در اصفهان تا كنون به طور جدى دنبال نشده است. پژوهش جامع در زندگينامه صاحب نمىتواند از اين جنبه خالى باشد.
فصل سوم، در بيان مذهب صاحب است. اين فصل كه طولانىترين قسمت اين كتاب است و ابتدا با طرح آرايى از سيد رضى و شيخ صدوق و محمد تقى مجلسى صاحب را معتقد به تشيع اثنى عشرى بلكه مروج و مؤسس اين مذهب دانسته است.
پس از آن اشعار صاحب در مدح حضرت رضا(ع) كه شيخ صدوق به ميمنت اين قصيده كتاب عيون اخبار الرضا(ع) را تأليف و به صاحب هديه داد و هشت قصيده در تبرى دشمنان اهل بيت(ع) و نثر مسجعى در مدح حضرت رسول(ص و امام على(ع) آورده است. سپس در سه صفحه به نقد مورخانى كه صاحب را معتزلى دانستهاند، مىپردازد و حكاياتى در تأييد تشيع وى آورده است.
تشيع صاحب همواره مورد بحث بوده است و در اين زمينه *٤٩* فراوان نوشتهاند. به دليل اهميت موضوع شايسته بود تتبع بيشترى انجام مىگرفت و اطلاعات پرمايهترى در اختيار خوانندگان قرار مىگرفت. كاستىهاى اين بخش عبارت است از:
- به رأى كسانى كه وى را سنى حنفى يا شافعى دانستهاند،(١٨) اشاره نشده و صرفاً در سطر پايانى فصل چنين آمده كه: بعضى كه صاحب را زيدى دانستهاند يا از روى غرض يا بدون مأخذ است.
- در بين علماى شيعه مانند سيد مرتضى در كتاب الانصاف و ابن طاووس در كتاب اليقين به نقل از شيخ مفيد به اعتزال وى اشاره دارند، ابن المرتضى صاحب را در طبقه يازدهم معتزله جاى داده است و اشاراتى به ديدگاههاى اعتزالى وى دارد.(١٩)
علامه امينى نيز به تأويل يا تنقيح آن آرا پرداخته است.(٢٠) آقاى خوئى وى را شيعه امامى دانسته و با استناد به كتاب طبقات الادباء وى را معتقد به مذهب اهل عدل مىداند و شعرى از ابن عباد به عنوان شاهد ذكر مىكند.(٢١) داورى آل ياسين اين است كه فالصاحب شيعى و معتزلى.(٢٢) اما بررسى مطلوبى از اين اقوال در اين كتاب صورت نگرفته است.
- مهمترين مدرك براى تشيع صاحب، اشعار و نثرهاى مسجع وى در مدح ائمه(ع) و قدح خلفاست. اگر چه برخى در انتساب اين اشعار به وى تشكيك كردهاند.(٢٣) مناسب بود كه صحت استناد اين اشعار به صاحب تحليل مستوفايى ارائه شود. به ويژه آن كه در باب مذهب او اختلاف نظر بسيار است و تنها اشاره به برخى از آنها، نمودار تنوع آرا تواند بود:
دكتر احمد محمود صبحى از جمله محققان جديد است كه صاحب را در زمره زيدى مذهبان شمرده است.(٢٤)
كرمر Joel L.Keamer با اتكاى بر منابعى همچون اخلاق الوزيرين، يتيمة الدهر و ارشاد الاريب، مستنداتى براى اعتزال و زيدى بودن صاحب آورده است.(٢٥) آقاى حورانى George F.Houraniنيز به اعتزال وى اشاره دارد.(٢٦) عبدالرحمن بدوى گزارش عبدالقادر بغدادى در الفرق بين الفرق را اين گونه نقل كرده است: بيشتر معتزله عصر ما به سبب دعوت وزير آل بويه، ابن عباد، برمذهب اويند.(٢٧) كسان ديگر نيز از طريق منابع قديمى چنين ادعاهايى دارند.
جاى بررسى و پاسخهاى اين نظريهها در كتاب آقاى اديب واقعاً خالى است.
نويسنده حكايتهايى در تأييد تشيع صاحب آورده، اما حكايتهاى ديگر با مضامين مخالف نقل شده است. از جمله كرمر داستان تبعيد شيخ صدوق از رى توسط صاحب را آورده است.(٢٨) مؤلف علاوه بر اين كه تحليلهاى متقن و مستندات كافى همراه با نقادى ادله مخالف را نياورده، منابع حكايات و مطالب را نيز ارائه نكرده است.
فصل چهارم و پنجم به اخلاقيات و صفات ممدوح صاحب با نقل حكايتهاى فراوان اختصاص يافته است. همه نويسندگانى كه زندگانى او را نوشتهاند بخشى را به مكارم اخلاق و بخشش و كرم او اختصاص دادهاند.(٢٩)
در بررسى اخلاقيات صاحب، نويسنده از موضع خوش بينى، ممدوحات وى را نيز ذكر كرده است. سزاوار آن است كه بررسى جامعى از نفسانيات وى اعم از قبايح و محاسن ارائه مىگرديد. ابوحيان توحيدى از معاصران صاحب كتابى با عنوان مثالب الوزيرين در ذم ابن عميد و صاحب تأليف كرده است؛ همچنين كتاب ديگرى با عنوان الامتاع و المؤانسة(٣٠) وجود دارد كه در آن اخلاق منفى و مثبت صاحب مطرح شدهاند.
*٥٠* دهخدا بخشهايى از آن دو اثر را ترجمه كرده است.(٣١) همان گونه كه حكايات فراوان در صفات اخلاقى حميده مانند سخا، جود، عفو و گذشت از وى نقل كردهاند، خصايص اخلاقى سيئهاى نيز حكايت كردهاند. نمونههايى از آن را كرمر نقل كرده است.(٣٢) داستان رساله ابوراغب كه صاحب را دزد، متجاوز به زنان و قاتل مؤمنان خوانده،(٣٣) در خور توجه تواند بود.
فصل ششم (تحصيلات، اساتيد و شاگردان): تحصيلات ابتدايى صاحب نزد پدرش در طالقان و اصفهان در كسب علوم عربى و دانشهاى دينى سپرى شد. پس از آن نزد هشت تن از اساتيد بزرگ تلمذ كرده است. آقاى اديب اين هشت نفر و كيفيت تحصيل صاحب نزد آنها را بررسى كرده است.
نويسنده به نكته مهمى اشاره دارد و اشتباه برخى نويسندگان را مانند كرمر،(٣٤) ذبيح الله صفا و بير نصرى نادر كه گمان بردهاند صاحب به درس ابوهاشم جبائى از معتزليان مشهور مىرفته است، بر نموده است. ابوهاشم جبايى به سال ٣٢١ ق درگذشت و صاحب به سال ٣٢٦ ق متولد شد.(٣٥)
فصل هفتم به تخصصهاى صاحب اختصاص يافته است. او در دانشهايى مانند تفسير قرآن، حديث، فقه، كلام، ادبيات عرب، تاريخ و رجال تبحر و آگاهى داشته و از ابوحيان توحيدى نقل مىكند كه صاحب در علم كلام وحيد زمان و استاد دانشمندان بوده است.
تخصص يا تخصصهاى صاحب در رشته يا رشتههايى از علوم به خوبى بررسى نشده است. اين بخش از كار از طبقات نگارىها مانند كتابهايى كه در طبقات اديبان يا فقيهان نوشتهاند، قابل پىگيرى و تفحص است.
فصل هشتم، كتابشناسى آثار صاحب است. مؤلف كتابها را به سه دسته: موجود، كتابهايى كه بخشى از آنها موجود است، كتابهايى كه فقط نامى از آنها باقى مانده و مفقودند، طبقه بندى كرده است. اما كتابهاى موجود را در پانزده عنوان استقرا كرده است. تفحص نويسنده از نسخ خطى و مشخصات هر كتاب حاوى نكات مفيدى است. اما به منظور تكميل آن نكات، اطلاعات ديگرى را به ارباب دانش و تحقيق ارائه مىكنيم.
- كتاب الابانة به تحقيق محمدحسن آل ياسين در نجف اشرف به سال ١٣٧٢ ق و براى دومين بار در سال ١٣٨٣ ق منتشر شد. همچنين كتاب الاقناع فى العروض به تحقيق آل ياسين در سال ١٣٧٩ ق چاپ شده است.
- نويسنده مشخصات چاپهاى مختلف الامثال السائرة را معرفى كرده، ولى چاپ محمد حسن آل ياسين (بغداد، ١٣٨٥ ق) معرفى نشده است. ترجمه فارسى آن توسط فيروز حريرچى در مجله دانشكده ادبيات تهران، سال بيست و چهارم، ش ١ و ٢ (١٣٥٦) ص ٣٦٤-٣٨٥ آمده است.
- به چاپ مصر (١٣٤٩ ق) كتاب الكشف عن ساوى، نيز نسخههاى خطى آن به دقت توجه شده، ولى به چاپ بغداد (١٣٨٥ ق) اشارهاى نشده است.
- با آوردن يك نسخه براى كتاب التذكرة فى الاصول الخمسة به چاپ آن اشاره ندارد، با اين كه با تحقيق محمد حسين آل ياسين در بغداد، ١٣٧٣ ق منتشر شده است. همچنين چاپهاى ديوان صاحب در بيروت ١٣٩٤ ق و بغداد ١٣٨٤ ق را نياورده است.
- المختار من رسائل الصاحب بن عباد به كوشش عبدالوهاب عزام و شوقى ضيف در قاهره منتشر شده است.
- رسالة فى احوال عبدالعظيم در سال ١٣٧٤ ق به كوشش محمد حسن آل ياسين به طبع رسيده است.
- رسالة فى الطب، آقاى اديب نسخه خطى آن را معرفى نكرده است.
- رسالة فى الهداية و الضلالة، به كوشش حسين محفوظ در تهران، ١٣٧٤ ق منتشر شده است.
- المحيط فى اللغة، آقاى اديب مشخصات نسخههاى خطى مهم آن را نياورده است. اين اثر به تصحيح محمد حسن آل ياسين در يازده جلد، بيروت، عالم الكتب، ١٤١٤ ق. منتشر شده است.
پس از كتابهاى موجود، سه اثر يعنى الانوار، السفينة و نهج السبيل فى تفضيل على(ع) كه بخشهايى از آن در كتابها پراكنده است، معرفى شده است. پس از آن عنوانهاى چهارده كتاب نوشته صاحب - كه تذكره نويسان يا مورخان يا فهرست نگاران مشخصات آنها را نوشتهاند ولى تا كنون اصل متن رؤيت نشده معرفى شده است.
در پايان اين فصل، چهار كتاب منسوب به صاحب يعنى *٥١* الزيدين يا زيديه، الكافى فى الترسل، المقصود و الممدود و نقض العروض را آورده است و اين نسبت را خطاء ممكن مىداند. كتاب المقصود و الممدود به كوشش P.Proennle در كتاب ذيل منتشر شده است:
Contribution towards Ar.philology. Vol.l London-Leiden, ١٩٠٠.
كتاب الزيديه به اهتمام دكتر ناجى حسن بر اساس يك نسخه خطى موجود در دارالكتب المصرية العامرة، رقم ١٥٦٧ منتشر شده است.(٣٦) اين نسخه مربوط به سال ٥٥١ ق است.
مصحح در مقدمه با تكيه بر منابع قديمى و جديد، تحليل مستوفايى در مذهب صاحب دارد و نتيجهگيرى وى اين است كه صاحب در معرفتشناسى و مسائل فلسفى گرايش معتزلى و در امور دينى و شرعى زيدى مذهب بوده است.(٣٧)
در مقدمه كتاب الزيدية چنين نوشته شده است: سألتكم اعزكم الله املاء كتاب فى نصرة مذاهب الزيدية فى الامامة على ايجاز و اختصار فاجبتم الى ذلك. در ادامه مىنويسد اصول مذهب زيديه در بين كتب پراكنده است كه گردآورى و تهذيب و تلخيص آنها بر پايه نكتههايى كه در مجلسها، صاحب بن عباد گفته است، مورد توجه من است.
با توجه به اين مقدمه معلوم مىگردد كه كس ديگرى اين اثر را تأليف و املاء كرده است. و نمىتوان مطالب اين اثر را به طور مطلق به صاحب نسبت داد.
ابن نديم در مقاله سوم (اخبار و آداب و سير و انساب) در فن دوم ضمن احصاى كتابهاى صاحب به كتاب الزيدية اشاره دارد. ولى در مقاله پنجم (الكلام و المتكلمين) فن دوم كه به فرقه زيديه پرداخته، نامى از اين اثر نبرده است.
مادلونگ ضمن گزارشهايى از ائمه زيديه، اخبارى از صاحب آورده است.(٣٨)
رسالهاى با مشخصات ذيل از صاحب منتشر شده كه در كتاب آقاى اديب به آن اشاره نشده است: «معرفى دو رساله الكشف عن منهاج اصناف الخوارج از صاحب بن عباد و ترجمه ملل و نحل امام فخر الدين رازى [با متن آنها]» به كوشش محمدتقى دانش پژوه نشريه دانشكده ادبيات تبريز، سال بيستم (٨/١٣٤٧). ص ١٤٣-١٥٨ و ٣١٧-٣٢٧.
فصل نهم (كتابهايى كه براى صاحب نوشتهاند و كتابخانه صاحب): كتابهايى كه به منظور تكريم وى نوشتهاند و به وى هديه كردهاند بسيار است، از ميان آنها نه عنوان كه معروفترند آورده است: سه كتاب از جبرئيل بن عبدالله بن بختيشوع، الصاحبى از ابوالحسين احمد بن فارس رازى (درگذشت ٣٩٠ ق)،(٣٩) تهذيب التاريخ از قاضى على بن عبد العزيزى جرجانى (درگذشت ٣٩٢ ق)، تاريخ قم از حسن بن محمد قمى (درگذشت ٣٧٨ ق)،(٤٠) عيون اخبار الرضا از شيخ صدوق، كتابى از حسين بن على بن بابويه برادر شيخ صدوق،(٤١) الديوان المعمور از مهذب الدين محمد بن على الحلى المزيدى، لطايف المعارف از ابو منصور عبدالملك بن محمد بن نيشابورى ثعالبى (درگذشت ٤٢٩ ق).(٤٢)
درباره عظمت و نفاست و بزرگى كتابخانه صاحب حكايتهاى فراوان گفتهاند. آقاى اديب سه حكايت را نقل كرده است. وصف ويل دورانت از آن كتابخانه اين گونه است:
بعضى بزرگان چون صاحب بن عباد به قدر همه كتابخانههاى اروپا كتاب داشتند.(٤٣)
در پايان بايد گفت كه تلاش آقاى اديب در تأليف اين كتاب قابل تقدير است، اما اهميت صاحب بن عباد و گره گشايى از ابهامات در زواياى مختلف حيات وى، پژوهشهاى پرمايهترى مىطلبد. تتبع در همه منابع مهم جديد و قديم از مذاهب مختلف، به ويژه توجه به تحقيقات مستشرقان در نگارش زندگينامه صاحب، ضرورى است.
به هر حال اين كتاب، اثرى مشحون از حكايتها و اشعار و *٥٢* عارى از تحليلهاى مقايسهاى و عميق و بدون عنايت به همه منابع مهم و اساسى است، ولى هموار كننده جاده براى مطالعات و تحقيقات بعدى است.
در پايان به منظور زمينهسازى براى پژوهشهاى متقنتر، به طور مختصر كتب و مقالات درباره صاحب در چهار بخش ذيل معرفى مىشود.
الف. كتابهاى اختصاصى درباره صاحب بن عباد
الارشاد فى احوال الصاحب بن عباد، سيد ابوالقاسم احمد بن محمد حسنى اصفهانى. در سال ١٢٥٩ تأليف و در سال ١٣١٢ ضميمه محاسن اصفهان مافروخى در تهران چاپ شده است؛ الديوان المعمور فى مدح الصاحب المذكور، مهذب الدين محمد بن على حلى مزيدى معروف به ابوطالب خمينى عراقى (درگذشت ٦٤٢ ق)؛ الصاحب بن عباد جزء چهارم كاب ائمة الادب از خليل مردم بك. دمشق، مطبعة الترقى، ١٩٣٢ م، ٢٥٢ص؛ الصاحب بن عباد حياته و ادبه، محمد حسن آل ياسين، نجف اشرف، ١٣٧٦ ق/ ١٩٥٧ م، ٢٢٨ ص؛ صاحب بن عباد، محمد على بن شيخ ابوطالب زاهدى گيلانى معروف به حزين (درگذشت ١١٨١ ق)؛ صاحب بن عباد شرح احوال و آثار، احمد بهمنيار كرمانى به اهتمام محمد ابراهيم باستانى پاريزى، تهران، دانشگاه تهران، ١٣٤٤. ٢٦٢ ص؛ اخلاق الوزيرين (مثالب الوزيرين الصاحب بن عباد و ابن العميد). به كوشش محمد بن تاويت الطبخى، بيروت، دار الصادر، ١٤١٢ ق؛ الصاحب بن عباد، حامد حفنى داود، ١٩٥١ م؛ الصاحب بن عباد: الوزير الاديب العالم، بدوى طبانه، قاهره، ١٩٦٤ م.
گفتنى است كه كتاب الصاحب بن عباد از محمد حسن آل ياسين با اين كه حدود يك دهه پيشتر از كتاب آقاى اديب نگارش يافته، ولى از اسلوب و تحليلهاى متقنتر و استدلالهاى متينترى برخوردار است.
ب. منابع قديمى زندگينامه صاحب
يتيمة الدهر، الثعالبى (چاپ بيروت)، ج ٣، ص ٢٢٥-٣٣٧؛(٤٤) نزهة الادباء، لابن الانبارى، ص ٣٩٧-٤٠١؛ الارشاد لياقوت، ج ٢، ص ٢٧٣-٣٤٣؛ النجوم الزاهرة لابن تغرى بردى (چاپ دارالكتب)، ج ٤، ص ١٦٩-١٧١؛ بغية الوعاة للسيوطى، ج ١، ص ١٩٦-١٩٧؛ شذرات الذهب ابن عماد، ج ٣، ص ١١٣-١١٦؛ بحار الانوار مجلسى، ج ٤٥، ص ٢٨٢-٢٨٥؛ البداية و النهاية ابن كثير، ج ١١، ص ٣١٤؛ كامل ابن اثير، ج ٩، ص ٣٧؛ لسان الميزان ابن حجر عسقلانى، ج ١، ص ٤١٣؛ معالم العلماء ابن شهر آشوب، ص ١٠ و ١٤٨؛ معجم الادباء ياقوت رومى، ج ٦، ص ١٦٨-٣١٧؛ الوافى بالوفيات صفدى، ج ٢، ص ٣٢؛ وفيات الاعيان ابن خلكان، ج ١، ص ٢٠٦-٢١٠.
ج. منابع جديد
اعلام زركلى، ج ١، ص ٣١٦؛ اعيان الشيعة، ج ١٢، ص ٢٤٠؛ تاريخ آداب اللغة جرجى زيدان، ج ٢، ص ٣١٧-٣١٨؛ تاريخ الادب العربى كارل بروكلمان، ج ٢، ص ٢٦٨ - ٢٧١؛ تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام سيد حسن صدر، ص ١٥٩-١٦١؛ طبقات اعلام الشيعة آقا بزرگ تهرانى، ج ٤، ص ٦٢-٦٣؛ الغدير علامه امينى، ج ٤، ص ٤٢-٨١؛ معجم رجال الحديث خوئى، ج ٣، ص ١٠٠-١٠٣؛ معجم المؤلفين كحاله، ج ٢، ص / ٢٧٤.
د. مقالات
«اسماعيل بن عباد بن عباس الطالقانى معروف به صاحب بن عباد». فخر الدين كلباسى. سالنامه دبيرستان هاتف، ١٣٢٤؛ «صاحب بن عباد». ميرزا محمد على ناصح. ارمغان، سال هشتم، ش ٤(١٣٠٦). ص ٢١٢ و ش ٥-٦، ص ٢١٣؛ «صاحب بن عباد». مهرداد مهرين. هوخت، سال سىام، ش ١٢ (١٣٥٨). ص ٢٤-٣٠؛ «آرامگاه صاحب بن عباد در اصفهان». محمد صدر هاشمى. نشريه دانشكده ادبيات اصفهان، جلد اول، ش ١، ص ٥٨-٦٤؛ «صاحب رازى يا صاحب رى». جعفر شهيدى. وحيد، جلد اول، ش ٢، ص ٢٥-٢٨؛ «زندگى ادبى صاحب بن عباد». احمد بهمنيار. مجله دانشكده ادبيات، ش ١٢، ص ٢٣٧-٢٨٣؛ «صاحب بن عباد و متنبى شاعر». حسين مسرور. وحيد، ش ٣، ص ١٨١-١٨٣.پىنوشت:
١. اين اثر نيز در سال ١٣٨٥ ق در اصفهان منتشر شده است. آقاى اديب در كنار مقبره صاحب بن عباد در محله طوقچى اصفهان مدفون است.
٢. اخبار اصبهان، ج ١، ص ٢١٤ و ج ٢، ص ١٣٨؛ محاسن اصفهان، ص ١٣ و ٩٨؛ معجم الادباء، ج ٦، ص ١٦٨.
٣. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، جوئل ل. كرمر، ترجمه محمد سعيد حنايى كاشانى، ص ٢١.
٤. همان، ص ٥٣.
٥. دائرة المعارف فارسى، ج ٢، ص ١٥٤٦. اما كرمر اصطخر را زادگاه وى دانسته است. ر.ك: احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ٣٥٤؛ تاريخ الادب العربى، بروكلمان، ج ٢، ص ٢٦٨.
٦. ذيل تجارب الامم، ص ٢٦٢؛ صاحب بن عباد عمارات عاليه در اصفهان بنا نمود. ابو محمد خازن كه ريزه خوار احسانش بود در وصف خانهاش در محله طوقچى اشعارى سروده است كه مجموعه آن زير عنوان القصائد الداريات آمده و ثعالبى آن را در يتيمية الدهر، ج ٣، ص ٢٠٧-٢١٨ آورده است.
٧. هدية العباد، ص ١٧.
٨. همان.
٩. اما آل ياسين در كتاب الصاحب بن عباد در چهار صفحه وجوه مختلف اقوال ولادت را بررسى كرده است.
١٠. استخر يا اصطخر شهر قديم فارس كه ويرانهاى آن در هتف كيلومترى تخت جمشيد كنار شاهراه اصفهان - شيراز موجود است. دائرة المعارف فارسى، ج ١، ص ١٢٦.
١١. هدية العباد، ص ٣٨.
١٢. يتيمة الدهر، ج ٣، ص ٧٥. بروكلمان در تاريخ الادب العربى، ج ٢، ص ٢٦٨ چنين نوشته است: ولد الصاحب فى اصطخر و قيل فى طالقان. الطالقان على مقربة من اصبهان (انظر حاشية ميراز محمد على: چهار مقاله السمرقندى).
١٣. لغت نامه (چاپ جديد)، ج ٩، ص ١٢٩٩٨.
١٤. همان.
١٥. معالم العلماء، ص ١٠ و ٤٨.
١٦. چهار مقاله به نقل از تاريخ تشيع اصفهان، مهدى فقيه ايمانى، ص ٢٣٢.
١٧. محاسن اصفهان، مافروخى، ص ٤٥.
١٨. نگ. معجم الادباء، ج ٢، ص ٢٧٦، الغدير (چاپ مركز الغدير للدراسات) ج ٤، ص ٩٩.
١٩. نگ. كتاب طبقات المعتزلة به كوشش فلزر، صفحات ٩٩، ١١٠، ١١٢، ١١٤، ١١٥، ١١٧، ١١٨.
٢٠. همان.
٢١. معجم رجال الحديث، ج ٣، ص ١٠٠، شعر چنين است:
تعرفت بالعدل فى مذهبى
و دان الحسن جدالى العراق
و كلفت فى الحب ما لم اطق
فقلت بتكليف ما لايطاق
٢٢. الصاحب بن عباد، ص ٨٥.
٢٣. نگ. لغت نامه دهخدا (چاپ جديد)، ج ٩، ص ١٣٠٠٨.
٢٤. فى علم الكلام: الزيدية، ص ١٦٣-١٧٥.
٢٥. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ١١٨ و ١١٩.
٦٢. The Rationalist Ethics of Abd Al-Jabbars. Islamic
Philosophy and the calssical tradition (Oxford, ١٩٧٢).
٢٧. تاريخ انديشههاى كلامى در اسلام، ترجمه حسين صابرى، ج ١، ص ٣٧٢.
٢٨. همان، ص ١١١.
٢٩. براى نمونه نگ. لغت نامه دهخدا (چاپ جديد)، ج ٩، ص ١٣٠٠٢ - ١٣٠٠٤.
٣٠. اخلاق الوزيرين (مثالب الوزيرين الصاحب بن عباد و ابن العميد) به كوشش محمد بن تاويت الطبخى. بيروت، دارالصادر، ١٤١٢ ق؛ به كوشش ابراهيم الكيلانى، قاهره، ١٩٢٩ م؛ الامتاع و المؤانسة به كوشش احمد امين و احمد الزين، قاهره، ٤٤-١٩٣٩ م منتشر شده است.
٣١. همان، ج ٩، ص ١٢٩٩٩-١٣٠٠٢.
٣٢. نگ. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ٣٦١-٣٦٣.
٣٣. همان، ص ٣٦٠.
٣٤. احياى فرهنگى در عهد آل بويه، ص ١١٨ و ١١٩.
٣٥. عبدالرحمن بدوى در عداد شاگردان ابوهاشم جبايى، نامى از صاحب نمىبرد. ر. ك: مذاهب الاسلاميين، ج ١.
٣٦. اين اثر با عنوان مذاهب الزيدية با تحقيق و مقدمه ناجى حسن (بغداد، ١٣٩٥ق /١٩٧٥م) نيز منتشر شده است.
٣٧. نگ. الزيدية، صاحب بن عباد، به كوشش ناجى حسن. چاپ اول: بيروت، الدار العربية للموسوعات، ١٩٨٦ م.
٣٨. نگ. اخبار ائمة الزيدية فى طبرستان و ديلمان و جيلان، به كوشش فيلفرد ماد يلونغ. بيروت، ١٩٨٧ م. صفحات ١٠٤، ١١٧، ٢٤٦، ٢٥٨-٢٦٦، ٢٨٠، ٣١٩، ٣٩٤؛ همچنين در كتاب غربال الزمان فى وفيات الاعيان يحيى بن ابى بكر بن محمد العامرى الحرضى اليمانى (٨١٦-٨٩٣ ق) تصحيح محمد ناجى زعبى العمر در صفحات ٣٢٦-٣٢٧ آمده است. اين كتاب تراجم عالمان زيدى است.
٣٩. در مصر، ١٩١٠ م، ٢٤٥ ص چاپ شده است (معجم المطبوعات العربية، ص ١٩٩).
٤٠. اين اثر توسط حسن بن على بن حسن بن عبدالملك (در گذشت ٨٠٥ ق) به فارسى ترجمه شده است و اصل كتاب در دست نيست.
٤١. رجال نجاشى، ص ٥٠، معجم رجال الحديث، ابوالقاسم خوئى، ج ٦، ص ٤٤.
٤٢. اين اثر در ليدن، ١٨٦٧ م چاپ شده است. (معجم المطبوعات العربية، ص ٦٥٩).
٤٣. تاريخ تمدن، ج ٤، ق ١، ص ٣٠٤.
٤٤. ترجمه اروپايى بخش مربوط به صاحب بن عباد با مشخصات ذيل چاپ شده است:
THE ALIBI, Abd al-malik b. Muhammad al- Dhikra al Qadi al Jurjani and others of al Sahib's Court from the yatimet al dahr. Tr. Wormhoudt, A Oskaloosa, William penn College,
١٩٣٨ (Arab Translation Series, ٦٦).